چه اشتباهي كردم كه اسمتو اوردم
خوبيش اينه لااقل واست قسم نخوردم
راستي چه عالمي بود اگه بدا نبودن
جدا مي شيم ما از هم چون خيلي ها حسودن
ديشب تا صبح نشستم زير نگاه مهتاب
تو خيلي خوبي اما فقط تو عالم خواب
عكس ها و هديه هاتم مي دم به يه واسطه
تا كه به خير و خوشي تموم شه اين رابطه
حرفهاي عاشقونه همش مال قديمه
مثل همون حرفا كه ما به هم مي زديم
هر وعده اي كه دادي به هركسي عمل كن
غصه هاشو يه جوري با مهربوني حل كن
نذار كه عشقت واسش يه دردسر شه
نذار كه دست تو راهي يه سفر شه
چه وقتهايي تلف شد با تو سر قرار ها
تكليف ها روشن مي شه با تو سر قرارها
گناه تو همين بود نداشتن صداقت
اما گناه من بودنكردن خيانت
سفيدي نگاهت ناب شبيه برف
آب مي شه زود و فقط به قيمت يه حرفه
ديگه خدا نگهدار لحظه هاي قيمتي
من و ببخش عزيزم هر كي داره قسمتي
اين يه قسمته اگه دوست دارين ادامش رو هم بنويسم چون خيلي زياده
فقط اگه دوست دارين بگين روراست باشين

|
+| نوشته شده توسط
ساده دل در شنبه سیزدهم آبان 1385
|